قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1855

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال سيصد و سى و دويّم از رحلت خير البشر در اين سال ، ديسم بن ابراهيم ، كه والى آذربايجان بود ، گريخته به ارمنيه رفت . منشأ گريختن او آن بود كه ركن الدّوله سپهسالار خود علىّ بن ميشكى « 1 » را كه قبل از اين در بند داشت و در اين وقت او از بند گريخته ، به اتّفاق وهسودان « 2 » برادر مرزبان جماعتى كثير جمع آورده متوجّه آذربايجان گشتند و ديسم بن ابراهيم نيز درصدد لشكر جمع كردن برآمده وزير خود ابو عبد اللّه را به مال بسيار مصادره نمود . وزير آنچه ديسم طلبيد قبول كرد و التماس آن نمود كه دبيرى از قبل ديسم همراه او باشد تا اين مال را از اردبيل حاصل كرده و اصل خزانهء ديسم سازد . القصّه ، ابو عبد اللّه وزير به اتّفاق آن دبير كه ضامن ابو عبد اللّه شده بود ، متوجّه اردبيل شدند . مقارن اين حال خبر رسيد كه على بن ميشكى و وهسودان برادر مرزبان با لشكرى بسيار دفع ديسم نموده متوجّه ولايت آذربايجان شدند . ابو عبد اللّه وزير ديسم چون اين خبر شنيد بسيار خوشحال گرديد ؛ چرا كه ، از ديسم آزار بسيارى كشيده بود و مدّتى بود كه در بند او مىبود . در اين وقت فرصت غنيمت دانسته آن دبير را كه جهت تحصيل مال ديسم همراه او كرده بود ، به قتل رسانيده با اموال بسيار متوجّه ملازمت على بن ميشكى گشت . چون ديسم از اين قضيّه خبر يافت سراسيمه عنان عزيمت به صوب اردبيل منعطف داشت و علىّ بن ميشكى نيز متوجّه اردبيل گشت . در حوالى اردبيل تلاقى فريقين روى نمود . بعد از كارزار بسيار

--> ( 1 ) . هر سه نسخه : ميكى . به قياس شهرياران گمنام ( ص 84 ) تصحيح شد . وى در جنگ قزوين به اسارت ركن الدّوله درآمده بود . ( 2 ) . م : و هشتوران ؛ ق : و هستوران ، ش : و هستودان .